همپرسه با افلاطون
هفتة قبل، پنجشنبه 8 مهر 1389، مراسم افتتاحیه سال نو تحصیلی، به همراه تقدیر از دانشجویان نمونه دانشگاه بود. روز قبل، از دانشگاه تماس گرفتند و گفتند «شما بهعنوان یکی از دانشجویان نمونه انتخاب شدی. فردا حتماً حضور داشته باش». در پایان مراسم، اسمها را خواندند و ما برای دریافت جایزه رفتیم. فقط یک لوح خالی دادند. در حد فاجعه بود. فقط یک لوح تقدیر. تا فیها خالدون سوختم. تا غروب اعصابم خرد بود. پ.ن. نمیدانم رئیس دانشگاه خجالت نکشید با آن دبدبه و کبکبه، یک لوح بیریخت داد و دیگر هیچ. پ.ن 2. بعد از مدتها از دانشگاه تماس گرفتند و یک نیمسکه بهعنوان هدیه دادند.
پنج شنبه 89 مهر 15 ::
11:3 صبح:: نظرات ( )